تبليغاتX
آلاله
هفت نکته با ارزش برای داشتن یک ازدواج عاشقانه
تاريخ: یکشنبه سی ام بهمن 1384 ساعت :0:9

 

1 ) با کسی ازدواج کنید که فکر می کنید بدون او نمی توانید به زندگی ادامه دهید!

این توصیه را جدی بگیرید. شاید زندگی برای کسانی که به شدت همدیگر را می پرستند سخت بگذرد؛ اما وقتی آنها هیچ احساسی به هم نداشته باشند؛ زندگی طاقت فرسا و حتی کشنده است.

2 ) با کسی که دارای خصوصیاتی است که برای شما غیر قابل تحمل است ازدواج نکنید!

شاید شما عقیده داشته باشید که با گذشت زمان خصوصیت و ویژگی اخلاقی همسرتان تغییر پیدا می کند و به اصطلاح سر به راه می شود؛ اما شاید هیچ گاه چنین چیزی اتفاق نیفتد. بیشتر رفتارهای انسان از همان دوران کودکی در او تثبیت می شود و تغییر دادن آن خیلی سخت است. برای این که بتوانید الگوهای رفتاری شریک زندگی تان را تغییر دهید؛ باید روشها و راههای زیادی را امتحان کنید. بنابراین اگر خصوصیات اخلاقی فرد مورد نظرتان اصلاٌ مورد پسندتان نبود؛ به شما توصیه می کنیم اصلاٌ تن به این ازدواج ندهید.

3 ) در ازدواج عجله به خرج ندهید !

به شما توصیه می کنیم که پیش از ازدواج وقت زیادی را برای ارزیابی رفتار و خصوصیات همسرتان اختصاص دهید. توجه داشته باشید که بیشتر مردم پیش از ازدواج بسیاری از خصوصیات اخلاقی و رفتاری خود را از طرف مقابلشان پنهان می کنند و به اصطلاح دست به عصا راه می روند. همچنین ممکن است اسرار و یا نکات تاریکی در زندگی گذشته شان وجود داشته باشد که بر آینده ی زندگی شما تاثیر زیادی داشته باشد. پس بنابراین لازم است برای شناخت طرف مقابلتان صبر داشته باشید و برای ازدواج عجله به خرج ندهید.

4 ) به اعتقادات مذهبی شریک زندگی تان توجه کنید !

اگر شما فرد معتقد و مذهبی هستید؛ هیچ گاه با کسی که ایمان و اعتقادات مذهبی او سست و ضعیف است؛ پیمان زناشویی نبندید. در زندگی مشترک مسایلی پیش می آید که ایمان و اعتقادات مذهبی نقش مهمی در آن ایفا می کند. و مطمئناٌ بین دو نفر که از نظر اعتقادات مذهبی با یکدیگر اختلاف دارند ؛ اختلاف سلیقه و نظر پیش می آید و حتی ممکن است به جدایی آن دو منجر شود.

5 ) پیش از ازدواج با همسرتان زندگی مشترکی نداشته باشید !

البته این مسئله در کشور ما بسیار به ندرت به چشم می خورد. زیرا در قانون اسلامی این مسئله به شدت نفی شده است. جدای از مسئله ی فساد اخلاقی و غیر شرعی این کار؛ آمار نشان می دهد که در کشورهای غربی 50% از زوج هایی که پیش از ازدواج با یکدیگر زندگی مشترکی داشته اند از یکدیگر جدا شده اند.

6 ) در سنین پایین ازدواج نکنید !

کسانی که در سنین بین 17 _ 14 سالگی ازدواج می کنند دو برابر بیشتر از زوجهایی که در سنین بالای 20 سالگی ازدواج کرده اند از هم جدا می شوند. برای ازدواج شرایطی مثل بلوغ فکری – استقلال مالی – صبر و حوصله لازم است که معمولاٌ افراد در سنین پایین این خصوصیات را ندارند. بنابراین بهتر است در سنین پایین ازدواج نکنید.

7 ) زندگی را آسان بگیرید !

و بالاخره این که راز اصلی داشتن یک زندگی عاشقانه ی طولانی این است که :

زندگی را آسان بگیرید این کار بنای ازدواج را مثل فولاد سفت و محکم می کند. اگر شما قصد ازدواج دارید؛ همیشه به خاطر داشته باشید در اوج عصبانیت و ناراحتی هیچ تصمیمی نگیرید. چه بسا این تصمیم باعث از هم پاشیدن کانون خانواده تان می شود و جبران آن بسیار سخت و دشوار است و به خود اجازه ندهید برای یک لحظه هم که شده به طلاق و جدایی فکر کنید. فکر طلاق برای کسانی که قصد دارند عمری را در کنار هم به خوبی و خوشی بگذرانند فکر ناپسندی است.

 

 

نوشته شده توسط نسرین | موضوع: | لينک ثابت |
والنتین
تاريخ: جمعه بیست و یکم بهمن 1384 ساعت :23:10

The history of valentine        

It is said be fore the birth of Christ ( B.C ) youths of Rome were choosing their wife by drawing lots. Thus the name of young girls was shaded in a box and a reliable man chose beach of them for one of young men by chance. After 800 years, the church decided to change this situation and it was to choose was the “ love “ by the way of choice. One way to choose was the method of father valentine, who had been executed a bout 200 years ago.

Father valentine was a priest who lived 270 years after the birth of Christ. During that time, which was the last days of empire of Rome, clarions the second, banned marriage because Rome was under the pressure of different nations and needed many choice part soldiers and crowns in order to defend the empire frontiers.

Emperor be lived depending to the family cause that married persons can not be good soldiers. For this reason he banned marriage. In this time, the young father valentine, who was opposed to this rule, was holding marriage ceremonies by way of Christian in the secret places.

When emperor realized that, ordered to arrest the saint man and compelled him to worship the god of Rome. Saint father, because of his strong be life, not only didn’t do that but also tried to correct the emperor and to lead him to christening. All though he knew result of it.

He was executed on 24 the Feb. 270 . be fore execution, in prison, when saint father was waited for his fate, made friend with guardsman of prison, called aster ion. Aster ion asked him to cure his blind daughter saint father, with his deep belief, cured the sight of this girl miraculously. Just be fore the execution he asked aster ion a paper and a pen and wrote a short message for the girl : from your valentine.

Valentine or father valentine be came a saint man who was the lovers patron.

For this reason every year there is a festival in which lovers send sweethearts their love with a message in a card that the name of saint father, valentine, has been engraved on it.

This festival is held every year on 14 Feb. valentine day began by sending cards among Christians and speeded all the world. One of the first cards which is send was from Duce elation to his wife in 1415, when he was prisoner in the tower London. Now this card is in the Britain museum.

The presents which is sent in valentine day. In clued, flower, card, chocolate and small dolls in many cities of world.

 

 

تاریخچه والن تاین :

می گویند : قبل از میلاد مسیح ، مردان جوان رومی در یک قرعه کشی همسران خود را انتخاب می کردند. بدین صورت که اسامی دختران جوان در جعبه ای ریخته می شد و یک مرد مورد اعتماد به صورت اتفاقی هر یک را برای یکی از مردان انتخاب می کرد.

حدود 800 سال بعد کلیسا تصمیم به تغییر این وضعیت گرفت و آن رسیدن به " عشق " از طریق انتخاب است و یکی از راههای آن را نحوه و روش در والن تاین که حدود 200 سال قبل از آن تاریخ اعدام شده بود قرار داد.

در والنتین کشیشی بود که در نزدیکی رم در سال 270 بعد از میلاد زندگی می کرد. در آن زمان که اواخر امپراطوري روم به حساب مي آيد، كلاديوس دوم، امپراطور روم ازدواج را ممنوع كرده بود، چون در آن تاريخ روم تحت فشار اقوام مختلف بود و نياز به سربازان و افسران فراوان و زبده داشت تا از مرزهاي امپراطوري دفاع كنند. امپراطور معتقد بود كه افراد متآهل به دليل تعلق خاطر به خانواده نمي توانند سربازان خوبي باشند و به همين علت ازدواج را ممنوع كرده بود.

پدر والنتين جوان در همين زمان به علت مخالفت با اين قانون، اقدام به برگزاري مراسم ازدواج عشاق جوان به روش مسيحي در مكانهاي مخفي نمود. امپراطور وقتي به اين موضوع پي برد، دستور بازداشت مرد مقدس را داد و سعي كرد او را مجبور به پرستش خداي رم كند.

پدر مقدس به دليل ايمان فراوان، نه تنها تن به اين كار نداد، بلكه سعي كرد امپراطور را اصلاح كند و او را به طرف مسيحيت سوق دهد، با وجود اينكه نتيجه اين كار را در آن زمان مي دانست.

او در روز 24 فوريه سال 270 اعدام شد. قبل از اعدام در زندان، وقتي پدر مقدس منتظر سرنوشت خود بود، با زندانبان خود به نام آستريان ارتباط برقرار كرد.

آستريان از او خواست تا دختر نابيناي او را شفا دهد. پدر مقدس با ايمان عميق يه صورت معجزه آسايي، بينايي دختر را به او باز گرداند. درست قبل از اعدام، او از آستريان قلم و كاغذ خواست و براي دخترك پيغام كوتاهي فرستاد :

از طرف محبوب تو             from your valentine                           والنتين يا پدر والن تاين به قديس حامي عشاق معروف گشت.

اين موضوع باعث به وجود آمدن فستيوال ساليانه اي شد كه عشاق در آن با يك پيام در يك كارت كه به نام پدر والن تاين منقوش است، به كسي كه به آن علاقه دارند و او را تحسين مي كنند، ابراز عشق مي نمايند. اين فستيوال هر ساله در روز 24 فوريه برگزار مي گردد.

روز والن تاين با ارسال كارت ميان مسيحيان آغاز شد و به سراسر دنيا گسترش پيدا كرد. يكي از اولين كارتهايي كه ارسال شد، از طرف دوك ارلتيان در سال 1415 براي همسرش بود، در حاليكه در برج لندن زنداني بود. اين كارت در حال حاضر در موزه لندن نگهداري مي شود.

هداياي ارسالي در روز والن تاين در اكثر شهرهاي جهان شامل يك شاخه گل، كارت تبريك، شكلات و عروسكهاي كوچك و ... مي شود.

 

                           

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                                

             

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

             مناجات مجنون در کعبه

 

یارب ، به خدایی خداییت                      و آنگه به کمال کبریاییت

کز چشمه عشق ده مرا نور                  وین سرمه مکن ز چشم من دور

از عشق به غایتی رسانم                    کاو ماند اگر چه من نمانم

گویند، که خود ز عشق واکن                 لیلی طلبی ز دل رها کن

یارب، تو مرا به روی لیلی                     هر لحظه بده، زیاده میلی

گر چه ز شراب عشق، مستم              عاشق تر از این کنم ، که هستم 

از عمر من آنچه هست بر جای             بستان و به عمر لیلی افزای

گر چه شده ام، چو موی از غم             یک موی مباد، از سرش کم

از حلقه او به گوشمالی                      گوش ادبم مباد خالی

بی باده او ، مباد جامم                       بی سکه او ، مباد نامم

گویند، ز عشق کن جدایی                  این نیست طریق آشنایی 

من قوت ز عشق می پذیرم                گر میرد عشق، من بمیرم !

             

نوشته شده توسط نسرین | موضوع: | لينک ثابت |
روزهای سرخ
تاريخ: دوشنبه دهم بهمن 1384 ساعت :23:2

هر روز به دعوت پنجره به باغ نگاه مي كنم. به شبنم ها حسوديم مي شود و با حسرت به گلبرگهاي خندان خيره مي شوم.

هر روز به دعوت پنجره كنار شمعداني ها مي نشينم و آسمان را براي پرنده هايي كه از مقابلم رد مي شوند، صاف مي كنم. با ليموها حرف مي زنم، از خودكارها گله مي كنم و سراغ تو را از جاده هاي خواب آلود مي گيرم.

هر روز از خود مي پرسم: (( چرا مرا انتخاب نكرد ؟ )) و بعد تو را از افقهاي دور دست به خانه مي آورم. لباسي از آينه مي پوشم و مي پرسم : (( چرا مرا انتخاب نكرد؟ ))

تو دستت را به من نشان مي دهي، شقايقي روي آن روييده است، كلمه ها شبنم وار روي آن نشسته اند. مي گويي : (( شايد يك روزي ... )) آنگاه محو مي شوي.

من ناگهان از زمين بيرون مي روم و آن سوي خط استوا مي ايستم. تو آرام به طرفم مي آيي، دره هاي زنبق با تو مي آيند، شكوفه ها دورت را گرفته اند. دستهايت را به طرفم دراز مي كني، مي خواهم خودم را به تو برسانم، نمي شود. از حرفهايت لاله مي ريزد و من محو مي شوم.

 

شب روي پيراهنم مي نشيند. دلم سخت مي گيرد. هزار و سيصد و... سال پيش من در كجاي جهان بودم؟ چرا براي سوال تشنه تو ليواني آب نياوردم؟ چرا پارچه علم تو نبودم؟ چرا ستون خيمه ات نبودم؟ چرا ركاب محمل ها؟ چرا مشك مشبك عباس؟ و يا حتي بر گيسوان گرد آلود ذوالجناح؟   

سخت دلم متلاطم مي شود. چرا بعد از صداي علي اصغر به دنيا آمدم؟ چرا بعد از تنهايي زينب ؟

اين دستهاي قشنگ وقتي هنگام بيعت تو حضور نداشته اند از خشك چوبي كمترند.

اي خون هميشه جوشان خدا ! بگذار رگهاي ما يك بار هم كه شده به ملاقات تو بيايند !

 روزهاي عزيزي را پيش رو داريم. روزهايي كه با خون شقايقهاي عاشورايي آميخته است. روزهاي بزرگي كه

هميشه ما را در مسير پيچ پيچ زندگي رهنما بوده است. ذهن هاي كوچك ما هيچ گاه نتوانسته درخشندگي و ابهت اين روزهاي سرخ و سبز را به خوبي تصوير كند.

همه هر چه در چنته داشته اند به كار برده اند اما حق قطره اي از خونهاي جوشان را كه در كربلا به سوي ابديت جاري است، ادا نكرده اند.

تاسوعا و عاشورا وقتي كودكي بيش نيستيم در رگهايمان جريان پيدا مي كند. محرم كه مي آيد همه سياه مي پوشند، حتي ديوارها و درختها. چهره شهر و روستا، كوچه و خيابان عوض مي شود. باران طور ديگري بر شانه هاي زمين فرو مي بارد، ابرها جور ديگري حركت مي كنند، دنيا شكل تازه اي پيدا مي كند.

بايد گريست، بي هيچ غروري. بايد از عاشورائيان درس آموخت.

بايد كنار تكيه هاي سياهپوش ايستاد، به حجله ها خيره شد و به فانوسهايي كه بهتزده به عزاداران حسيني مي نگرند، سلام گفت.

بايد به ياد حسين ( ع ) و هفتاد و دو تن از يارانش سينه زد، بايد در رثاي حضرت امام زين العابدين ( ع ) غمگنانه مرثيه خواند.

بايد ياد چفيه هاي شقايق گون را زنده نگه داريم. بايد پيشاني بندهاي يا زهرا را عزيز بداريم. ما را چه شده است؟ چرا روز به روز از هويت اصلي خود دور مي شويم؟ چرا به جاي دوستي ، محبت، از خود گذشتگي و عشق واقعي در دلهايمان بذز نفاق ، دورويي، كينه، نامهرباني و دروغ كاشته شده ؟ چرا قدر روزهاي خوب زندگي را نمي دانيم؟ چرا از عاشورا و عاشورائيان درس نمي گيريم ؟ به راستي چرا خود را در يك سري كارها و امور باطل غرق كرده ايم؟ چرا به جاي عشق واقعي دلهايمان را با يكسري عشقهاي كذايي سياه و زندگيمان را نابود مي كنيم؟ به راستي چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

يعني تا اين حد از خدا و از عاشورا و ايمان و عقيده فاصله گرفته ايم؟ تا اين حد خود را غرق در خوشي زود گذر دنيا كرده ايم؟

 

   ما  بدون كربلا، بدون عاشورا هويتمان را از دست مي دهيم. بايد كربلا و عاشورا را هميشه زنده نگه داريم و كربلايي ترين سرودها را در گوش كودكان فردا زمزمه كنيم. كوثر زلال «عاشورا» در متن زندگى شيعه و در عمق باورهاى پاك او جريان داشته و در طول چهارده قرن سيراب كننده جانها بوده است. اينك نيز عاشورا پرگارى است كه عشق را ترسيم مى‏كند و كانونى است كه ارزشها، احساسها، عاطفه‏ها، خردها و اراده‏ها برگردش مى‏چرخند.  

 

 

 

 

نوشته شده توسط نسرین | موضوع: | لينک ثابت |
رازهاي شخصيتي شما از زبان گلها
تاريخ: پنجشنبه ششم بهمن 1384 ساعت :23:37

 

 

 

رز سرخ :

از نادر گلهايي است كه كمتر كسي مي تواند به آن بي توجه باشد. زيبايي و بوي خوش آن معمولاً نظر هر بيننده اي ر ا جلب مي كند. اين گل نشانه عشقي بي ريا، زيبايي، شجاعت و احترام به طرف مقابل است. بسياري از مردم، اين گل را گل عشق نيز مي نامند، چون تنها گلي است كه با دادن آن نياز به گفتن جمله دوستت دارم نيست. افرادي كه به اين نوع گل علاقه دارند و آن را براي هديه دادن مناسب مي دانند، معمولاً اشخاصي هستند با محبت و بي ريا و به عشق و دوستي ميان آدمها، احترام مي گذارند.

 

 

 

رز سفيد :

نشانه پاكي و معصوميت است. رازي كه در اين گل زيبا نهفته است مي تواند براي ديگران احترام به ارمغان بياورد. اين گل نشانه پاكي، معصوميت، راز، سكوت، فروتني و احترام متقابل است. روان شناسان اين گل را نشانه دوستي عميق مي دانند. هديه دادن رز سفيد به ديگران يعني : علاقه من به تو عميق و خالصانه است. اين افراد محبتي خالصانه به دوستان خود دارند و معمولاً در سكوت، حرفهاي خود را با آنها در ميان مي گذارند.

 

 

 

رز صورتي :

نشانه قدرداني، ستايش و همدلي است. صورتي در مجموع رنگ آرامش و صبوري است. مي گويند افرادي كه به اين رنگ علاقه مندند، افرادي باوقار و بسيار با شخصيت هستند. اين گل نشانه قدرداني و تشكر از ديگران،وقار،ستايش، همدلي، لطافت . شادكامي است. رز صورتي بيش از هر چيز مترجم احساسات محبت آميز شما به ديگران در پاسخ به رفتارهاي نيك آنان است. هديه دادن اين رز به ديگران يعني : مي دانم كه تا چه حد مهرباني، پس تشكر متقابل مرا بپذير. اين افراد در همدلي و همياري با دوستان زبانزد خاص و عام هستند.

 

 

رز زرد :

نشانه شادي و نشاط، پاكي روح و رفاقت بسيار است. روانشناسان رنگ زرد را زنده ترين رنگ دنيا مي دانند و معتقدند زردها يك شادي پنهان در خود دارند و مي توانند آن را به ديگران منتقل كنند. اما نكته جالب آن است كه اين رنگ علاوه بر رفاقت، حسادت را نيز ترجمه مي كند و نشانه شوق، حسادت و آغازي دوباره است و هديه دادن آن به ديگران به معناي فراموشم نكن و معذرت مي خواهم است.

 

 

رز نارنجي :

اين گل نشان از اشتياق و شيفتگي دارد. آرزوهايي كه به مرور شكل گرفته و در گذر زمان رنگ مي گيرد. اين گل كه معمولاً به حالت غنچه وجود دارد، نماد پاكي و زيبايي، جواني و آغاز عشقي نو پا است كه مي تواند پايدار باشد. هديه دهندگان اين گل، افرادي شيقته زيبايي ها و آغازگر دوستي هاي عميق هستند. دوستي هايي كه تا ابد برايشان پايدار مانده و به زندگي آنها رنگ و بوي اشتياق و تحرك مي دهد.

 

 

تركيبي از رز سفيد و سرخ :

بسياري از مردم بر اين عقيده اند كه دسته گل بايد حداقل از دو نوع گل تشكيل شده باشد. اين تنوع مي تواند در جنس نبوده و تنها در رنگ خود را نشان دهد. تركيب رز سفيد و سرخ به مفهوم اتحاد و سازش دوستان با يكديگر است! اتحادي كه منشاء دروني داشته و به رغم برخي سازشهاي اجباري، از بين نمي رود. اين تركيب زيبا در بطن خود نيز نشانه اي از صلح و آرامشي دارد كه صفت بارز افرادي است كه اين انتخاب را كرده اند.

 

 

 

گل داوودي :

از زيباترين و بادوام ترين گلهاي موجود است. هر چند برخي معتقدند كه اصولاً گل زشت وجود ندارد! داوودي همان طور كه از صفات بارزش دوام و زيبايي است، دوستي هايي را نشان مي دهد كه واقعي هستند. هديه دادن اين گل به دوستان، ترجمان تو دوست فوق العاده اي هستي مي باشد. افرادي كه به اين گل علاقه دارند افرادي صادق، راستگو و در دوستيها ثابت قدم هستند.

 

 

 

گل نرگس :

به رغم كوتاه بودن دوره فصلي اين گل، يكي از نادر گلهايي است كه به خاطر بوي فوق العاده اش ، طرفداران زيادي دارد! معمولاً كساني كه اين گل را هديه مي دهند به طرف مقابل خود مي گويند؛ با اين كه وظيفه تو بود ولي من به تو گل دادم، آن هم گلي كمياب و كم نظير.

 

 

گل بنفشه :

گل وحشي و زيبا! اين گل هميشه نشانه انديشه هاي ناگفته اي است كه ممكن است براي هميشه در ذهن انسان باقي بماند. افرادي كه اين گل را به دوستان خود هديه مي دهند: هيچ گاه نمي داني در اندرون من چه مي گذرد. شايد روزي اين انديشه ها بر كاغذ سرازير شود. گل بنفشه نشانه پاكدامني، فروتني و تواضع است.

 

 

گل اقاقيا :

نشانه عشقي پاك و پنهاني است. بسيار كم پيش مي آيد كه از اين گل براي هديه دادن استفاده شود، اما مفهوم آن ارائه يك دوستي پاك و صميمانه است. دوستي كه تا ابد هيچ خللي به آن وارد نخواهد شد. اين افراد داراي روحي بلند و پاك هستند و دوستان خود را در ظاهر كه در باطن دوست دارند.

 

 

 

گل كاكتوس :

نشانه استقامت و پايداري است. كاكتوس را كساني پرورش مي دهند كه به راستي مقاوم و خستگي ناپذيرند. شايد هديه دادن آن به دوستان به مفهوم خواهشي در زمينه استقامت است؛ مقاوم و خستگي ناپذير قدم بردار و نگذار مشكلات زندگي بر روح تو غالب شوند. هيچ گلي به اندازه كاكتوس نمي تواند نماد مقاومت باشد. اين افراد روحي سركش، مقاوم و خستگي ناپذير داشته و بسيار پرتلاش هستند.

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط نسرین | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By rezaexeir@yahoo.com