كتابي كه ورق مي زنم و دفتري كه در آن مي نويسم، بوي تو را دارد. بويي كه مرا از قديمي ترين غارهاي زمين جدا مي كند و به آسمان مي برد آنقدر بالا مي روم كه ماه را زير پايم مي بينم و مي توانم صداي فرشتگان را بشنوم.درخت بلوطي كه هر روز مقابل ديدگانم راه مي رود و كبوتري كه بر لبه حوض مي نشيند، بوي تو را دارد. بويي كه مرا از خوابهايم مي گيرد و به دست ترانه ها مي سپارد. آنگاه طنين ساده اي مي شوم و در گوش جهان مي نشينم.بوي تو را دارد اين روزهاي غريب، اين بشقابهاي خالي، اين قاشقهاي زنگ زده، اين نامه هاي نانوشته و..... خودم را در آغوش كلمه ها رها مي كنم
و بي صدا مي گريم.
بي صدا مي خندم.
بي صدا عاشق مي شوم.
بي صدا گرسنه مي مانم .
و بي صدا مي ميرم.
هيچ كس نام مرا بلد نيست. باد پلاك خانه ام را با خود برده است. آرزوهايم در جوي افتاده اند.
و آرزويي و اميدي ندارم جز شادي و خوشبختي عزيزانم.
![]()
چند روز ديگر مسابقات جام جهاني فوتبال آغاز مي شود. رويدادي كه همه كشورها را مشغول خود خواهد كرد. اميدواريم مردان دلاور و غيرتمند ما نماينده شايسته اي براي كشورمان باشند و پيامشان به جهانيان صلح و دوستي و اخلاق حسنه باشد. همه با هم براي پيروزي تيم ملي كشورمان در جام جهاني دعا كنيم.




