تبليغاتX
آلاله
عید رمضان
تاريخ: شنبه بیست و نهم مهر 1385 ساعت :23:47

 

 

روزهاي پاياني ماه خدا را پشت سر مي گذاريم و كم كم به عيد سعيد فطر مي رسيم. عيد بزرگي كه ما را به فطرت خود باز مي گرداند. يك ماه مهمان خداوند بوده ايم و حال اميدوارانه از او مي خواهيم كه مهمان هميشگي قلب ما باشد.

 

                                عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت

 صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت

 

يك ماه روبروي آب و آينه ايستاديم و دل و جانمان را صيقل داديم. يك ماه با دوست گفتگو كرديم و به گريه و خنده و به سكوت و زمزمه از او خواستيم ما را به راه راست هدايت فرمايد و اكنون بيدلانه و عاشقانه به ملكوت نگاه مي كنيم و در همه چيز و همه جا عكس رخ دوست را مي بينيم. پيمان بستن هميشه آسان بوده است، آنچه سخت و مهم است بر سر پيمان ماندن و آن را نگسستن است. بايد دعا كنيم خداوند توفيقي عطا فرمايد كه پيمان خود را با او نشكنيم و هرگز فريب شيطان را نخوريم.

 

 

خداوندا به حق اين ماه عزيز، كه پذيراي بندگان خود بودي همه كساني را كه آرزوهايي دارند و در اين ماه خالصانه به درگاهت رو آوردند  به آرزوهايشان برسان. مخصوصاً دو تن از عزيزان من ، رو به حق اين ماه عزيز به آرزوشون برسون . چون با دل پاكي كه دارن لايق اين خوشيختي هستند. خدايا به حق اين ماه عزيز ما رو به خودمون وا مگذار. خدايا ما را ياري كن تا هميشه ياد تو  در قلبهايمان جاري باشد.

 الهي آمين

 

عيد فطر بر همه عزيزان مبارك

نوشته شده توسط نسرین | موضوع: | لينک ثابت |
فرشتگان منتظرند
تاريخ: پنجشنبه بیستم مهر 1385 ساعت :22:58

 

 

چه كسي مي تواند نگاه تو را كه كهكشانها را به وجد مي آورد، بسرايد؟

دنيا در سر انگشتان تو نشسته بود و تو از پنجره اي بديع به لبخند خدا مي نكريستي. وقتي در كوچه هاي حقير كوفه راه مي رفتي، زمين از حركت مي ايستاد تا رفتن تو را تماشا كند.

انگار سنگين ترين غمها همسايه ديوار به ديوار دل تو بودند. از خودم مي پرسم اگر چاهها نبودند، اگر زهرا نبود، اگر نخلستان نبود، اين همه غم را چگونه تاب مي آورد؟

خوشا به حال چشماني كه هر روز صبح تو را مي ديدند، اگر چه هيچ گاه تو را نشناختند و اجازه ندادند كه در ايوانشان فرود آيي.

خوشا به حال نخلهايي كه براي ديدن قامت تو سرك مي كشيدند و با تجربه ترين خرماهايشان را به پاي تو مي ريختند.

خوشا به حال سنگريزه ها، گليم ها، مشكها ... كاش ديواري بودم در كوچه اي كه تو از آن مي گذشتي. كاش......

كاش در زمان تو به دنيا مي آمدم و هر روز روبروي خانه بي رياي تو مي نشستم تا به گاه نماز با حسنين از خانه بيرون بيايي و من عباي نازنين تو دست بكشم و پيامبر را ببينم كه مشتاقانه به سلام تو و زهرا مي آيد.

اگر بودم، كفشهاي تو را وصله مي زدم، دردهاي زهرا را به جانم مي ريختم، يك لحظه حسن را تنها نمي گذاشتم و مشك حسين را پر از آب مي كردم.

كاش بودي و سبدهاي ما را پر از عدالت مي كردي، سينه هاي گرفته ما را صيقل مي دادي و جمعه ها شهر را از عطر خطبه هايت مي آكندي.

كاش بودي و ما بي واسطه از پشت پنجره خانه ات به تماشاي تو مي ايستاديم.

 

 

 

شبهاي قدر است، شبهايي كه فضيلت و ارزش ماه رمضان را صد چندان مي كند. در ليالي قدر فرشتگان خدا منتظرند تا دعاها و توبه هاي بندگان را به آسمان ببرند و به پيشگاه خداوند عرضه دارند. خوش به حال آنهايي كه در اين شبها دعاهايشان مستجاب مي شود. چه خوب است اين فرصتهاي گرانبها را از دست ندهيم. بايد با خداوندي كه ارحم الراحمين است روراست باشيم و بدون دو رويي و نفاق و با تمام وجود از او طلب بخشش كنيم.

 

 

 

دوستان خوبم تو اين شبهاي عزيز براي همه دعا كنيم. براي شفاي مريضان دعا كنيم. دعا كنيم خدا حاجت همه حاجتمندان رو بهشون بده. خداوند مشكلات همه رو حل كنه. همه اونهايي كه آرزوهايي در سينه دارن رو اگه به صلاحشون هست به آرزوهاشون برسونه.

 

( اگه ميشه من، اين بنده گناهكار ، اين بنده بد خدا رو هم  دعا كنين. )

 

نوشته شده توسط نسرین | موضوع: | لينک ثابت |
نجوا با محبوب
تاريخ: چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 ساعت :11:16

الهى و ربى! اى آرمان و اى مقصود من، اى همه خواسته و اى آرزوى من.

سوگند به تو كه جز تو نه آمرزنده‏اى براى لغزش هايم مى‏يابم و نه  مرهمى براى دردهايم.

مولايم! اى پاسخگوى درماندگان! اى برطرف‏ كننده پريشانى ! اى پرده ‏پوش هر ناروا!

به تو روى آورده‏ام تنها به تو، شايد كه بخوانيم. اى آن كه خواستارش مردود نمى‏شود! آرزومندش نااميد نمى‏شود، و درگاهش بر خوانندگان باز است و پرده‏اش بر اميدواران برداشته.

الهى! جانى را كه به توحيدت عزيز داشتى چگونه برخوارى هجران ذليل مى‏گردانى!؟

دلى را كه در كمند عشق خود گرفتار آوردى چگونه به آتش دوزخ مى‏سوزانى!؟

اگر توشه‏ام در سير به سوى تو اندك است، گمانم بر توكلى كه بر تو كرده‏ام نيكوست.

اينك منم، آن كه رو به روى نسيم هاى رحمت و مهربانيت ايستاده!

آن كه به بخشش هايت اعتماد كرده، آن كه به سرپرستى تو نيازمند است، آن كه باران جود و لطف تو را سراغ مى‏گيرد.

اي مهربان خدا آنچه از فضلت آغاز كرده‏اى به انجام رسان. آنچه با حِلمت ‏بر من پوشانيدى، عيان مكن . آنچه از كرمت‏ بخشيدى، سلب مفرما.آنچه از زشتى انجام داده ام، بيامرز.

الهى! بخشش هاى پى ‏در پى‏ات مرا از سپاس تو غافل ساخته، ريزش فضل تو، مرا از برشمردن ثناى تو عاجز كرده، لطف سرشارت مرا از ستودنت ‏بازداشته، نعمت ‏بى ‏شمارت مرا از نشر نيكى‏هايت ناتوان ساخته؛

پس تو خود طاقتت را به ما الهام كن! تو خود، ما را از معصيت ‏بركنار دار! پرده‏هاى شك را از ديدگانمان بردار! حق را در نهادمان ثابت‏ دار! از لذت مناجاتت‏ بهره‏ مندمان ساز! در حوضچه‏هاى محبتت واردمان كن! و شيرينى دوستي ات را به ما بچشان! كيست آن كه

شيرينى محبت تو را چشيد و غير تو را خواست!؟ كيست آن كه با تو مانوس شد و از تو روى برگرداند!؟ 

 الهى ! ما را آن ده كه ما را آن به . آمين، يا رب العالمين.

 

نوشته شده توسط نسرین | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By rezaexeir@yahoo.com