تبليغاتX
آلاله
طلوع من
تاريخ: یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 ساعت :11:5

 

 

 

 

پس از آن غروب رفتن اولين طلوع من باش

من رسيدم رو به آخر تو بيا شروع من باش

شب و از قصه جدا كن چكه كن رو باور من

خط بكش رو جاي پاي گريه هاي آخر من

اسمتو ببخش به لبهام بي تو خالي نفسهام

خط بكش رو باور من زير سايه بون دستام

خواب سبز رازقي باش، عاشق هميشگي باش

خسته ام از تلخي شب تو طلوع زندگي باش

من پر از حرف سكوتم، خالي ام رو به سقوطم

بي تو و آبي عشقت تشنه ام، كوير لوتم

نمي خوام آشفته باشم، آرزوي خفته باشم

تو نذار قصه حرفم رو نگفته باشم

 

 

بازم والنتاين، بازم روز عاشقان.................. چه خوبه كه اين روز برا آدم معني و مفهوم داشته باشه. ولي براي من سالهاست كه ديگه اين جور چيزها معني و مفهوم نداره. سالهاست كه من ............. را فقط در عالم خواب و خيال مي بينم. سالهاست كه هر شب خواب اونو مي بينم و با ياد اون از خواب بيدار ميشم. خوب چاره اي نيست اينم قسمت من بوده بايد با سرنوشت ساخت. بايد زندگي كرد.

 

خوش به حال اونهايي كه تو اين روز در كنار همديگه هستن و با هم اين روز رو جشن مي گيرن. كاش جشن گرفتن فقط به يك روز خاص نبود. كاش همه هميشه قدر همديگه رو بدونن. و هميشه براي همديگه مثل اين روز عزيز باشن. كاش براي عاشقان همه سال روز والنتاين باشه.

از من كه گذشت اما خدايا به حق اين روز عزيز همه عاشقان مخصوصاً چند نفري رو كه من از دلشون خبر دارم به عشقشون برسون. چون دلهاي پاكشون لايق اين خوشبختي و وصال هست.

 شب عاشقان بي دل چه شبي دراز باشد............................

 

 

 

          Happy valentine day

 

 

نوشته شده توسط نسرین | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By rezaexeir@yahoo.com